تبلیغات
وبلاگicon
شعــرهایمــ برایــــ تــــــو - مطالب خرداد 1390
اگر لرزید دلت روزی جایی با نگاهی با صدایی ..بیا و در بزمم بشین

نگارش در تاریخ چهارشنبه 25 خرداد 1390 توسط فرشته

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند

خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند

و بدین ترتیب همدیگر  را حفظ کنند.ولی خارهایشان یکدیگررادر کنار هم زخمی میکرد. مخصوصا که

وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند.بخاطر هیمن مطلب تصمیم گرفتند ازکنارهم دور شوند.و بهمین

دلیل از سرما یخ زده میمردند ازاینرو مجبور بودند برگزینند.یاخارهای دوستان را تحمل کنند و

یانسلشان از روی زمین  بر کنده شود. دریافتند که باز گردند و گردهم آیند.

 آموختند که با زخم های کوچکی که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی کنند چون گرمای وجود دیگری مهمتراست و این چنین توانستند زنده بمانند


http://www.irandeserts.com/pics-5/animal-1big.jpg




طبقه بندی: داستان کوتاه، 


نگارش در تاریخ سه شنبه 24 خرداد 1390 توسط فرشته


گناه اگر نباشد

می خواهم کمی دوستتان داشته باشم

احساس می کنم

بعضی روز ها باید

کمی دلتنگ شما باشد

کمی پرت شما شود حواسم!

راستی که پیر می کند موهای آدم را

این مثل ِ هم گذشتن ِ روزهای هرچند شنبه!

-نشنیده بگیرید از من-

بدون گناهانی کوچک

هیچ نمی شود زندگانی کرد

البته اگر بیاید

شاید

عاشقتان هم شوم کم کم

و برایتان شعر های بزرگ هم ببافم

من که آدمی مختصرم!

بی تعارف

بدون گناهی کم

عاشقتان نمی توانم بمانم

می دانید که...

آن قدر ها کسی نیستم من!

صلاح اگر می دانید

پیر که شدم

سپید شما باشد موهایم

اقا!

http://www.up.vatandownload.com/images/xffs6yvboq3q08zwxrl.png




طبقه بندی: عاشقانه ها، 
برچسب ها: شعر عاشقانه،


نگارش در تاریخ دوشنبه 23 خرداد 1390 توسط فرشته

http://up.iranblog.com/images/hh131kelm07ydhw4humi.png


شرکت سازنده و ناشر فرهنگنامه‌ی بابل* که این روزها نام کمابیش شناخته‌شده‌ای است، در سال ۱۳۷۵ در سرزمین‌های اشغالی تاسیس شده است.

این شرکت هم‌اکنون با به‌کارگیری حدود ۸۰ نفر، دفاتری در اسراییل و آلمان دارد. نام و نشان عجیب این شرکت یکی از نخستین عناصری است که توجه مخاطب را به خود جلب می‌کند.

  • برگزیدن نام یك دولت باستانی که روزگاری یهودیان در آن زیسته‌اند
  • و استفاده از تصویر سرزمینی سبز در میان دو نهر آب، یادآور آرمان موهوم حکومت یهودی از نیل تا فرات است.

فراموش نکنیم که آنچه نشان تجاری شرکت می‌نمایاند، قلمرو سرزمینی همان دولتی است که این شرکت نامش را بر خود دارد. جالب آنکه کره‌ی زمینی که شرکت بابل به تصویر کشیده است، به جز همین دو رود و قلمرو میان آن هیچ جای دیگری ندارد!

عجیب‌تر این‌كه این شركت دو پایگاه یكسان در اینترنت دارد كه در یكی از این دو هیچ نام و نشانی از اسراییل پیدا نمی‌شود و به جای آن نشانی دفاتر شركت در فلسطین، اردن و دیگر كشورهای اسلامی نوشته شده است!

اصلا کلمه ی Babylon رو در تصاویر گوگل سرچ کنید !! نقشه هایی که میاد رو ببینید.

*كه به اشتباه بابیلون خوانده می‌شود؛ در حالیكه بابیلون برگردان انگلیسی واژه‌ی بابل است"




طبقه بندی: متفرقه، 


نگارش در تاریخ یکشنبه 22 خرداد 1390 توسط فرشته

http://up.iranblog.com/images/q2efjqa098wino14nox4.jpg

پاهای من

دلش

پرسه های عاشقانه

...


می خواهد







طبقه بندی: عاشقانه ها، 


نگارش در تاریخ جمعه 20 خرداد 1390 توسط فرشته

http://www.parscanada.com/UserFiles/business-canada.jpg

زمانی که قصد دارید با پولتان کار کنید تا از آن ثروتی همیشگی بسازید باید تصمیم تان را بگیرید، نه برای اینکه ریسک کنید بلکه برای اینکه بدانید چه نوع ریسکی قرار است بکنید. در اینجا 8 قانون سرمایه گذاری که شما را پولدار می کند معرفی می کنیم:


ادامه مطلب

طبقه بندی: تـجــارت، 
برچسب ها: تجارت، سرمایه گذاری، موفقیت، راز تجارت، کلید سرمایه گذاری،


نگارش در تاریخ جمعه 20 خرداد 1390 توسط فرشته

نگارش در تاریخ پنجشنبه 19 خرداد 1390 توسط فرشته

نگارش در تاریخ پنجشنبه 19 خرداد 1390 توسط فرشته

نگارش در تاریخ پنجشنبه 19 خرداد 1390 توسط فرشته

نگارش در تاریخ پنجشنبه 19 خرداد 1390 توسط فرشته


از جمله عوامل مؤثر بر رفتارهای صحیح جنسی، ادب اجتماعی، پایبندی به باورهای دینی، رعایت معیارهای اخلاقی، علاقه به طهارت و پاكی خانواده از شر آلودگی ها، عشق به همسر و خانواده و ازدواج بهنگام، اشباع جنسی و … است.

http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/40754.jpg



ادامه مطلب

طبقه بندی: روانشناسی،  ازدواج، 
برچسب ها: هوسرانی مردان، چشم چرانی، خیانت، وفاداری، روانشناسی، ازدواج، مردان، زنان، مشکلات جنسی،


نگارش در تاریخ پنجشنبه 19 خرداد 1390 توسط فرشته

نام کتاب :  آموزش راه اندازی شبکه محلی و اشتراک گذاری اینترنت

نویسنده : احمد خلیلی

ناشر :  پارس بوک

زبان کتاب :  فارسی

تعداد صفحه :  18

قالب کتاب : PDF

حجم فایل :  551  Kb

توضیحات :  در این کتاب کوچک شما به صورت کاملا ساده و تصویری با نحوه برقراری یک شبکه محلی کوچک بین دو کامپیوتر و به اشتراک گذاری سرویس اینترنت بین این دو کامپیتر آشنا میشوید.

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید.


ادامه مطلب

طبقه بندی: از دنیای IT چه خبر؟، 


نگارش در تاریخ پنجشنبه 19 خرداد 1390 توسط فرشته

نگارش در تاریخ شنبه 14 خرداد 1390 توسط فرشته

http://www.up.vatandownload.com/images/c547og4ooz91wctvnter.jpg


در خاطراتم دست می‌برم
کاری می‌کنم
که از اول
باشی
از روزی که عشق را شناختم




طبقه بندی: عاشقانه ها، 


نگارش در تاریخ جمعه 13 خرداد 1390 توسط فرشته

شب ها هر کسی شاکلید و چراغ دستی دزدانش را بر می داشت و می رفت به دزدی خانه ی همسایه اش. در سپیده ی سحر باز می گشت، به این انتظار که خانه ی خودش هم غارت شده باشد.
و چنین بود که رابطه ی همه با هم خوب بود و کسی هم از قاعده نافرمانی نمی کرد. این از آن می دزدید و آن از دیگری و همین طور تا آخر و آخری هم از اولی.
خرید و فروش در آن سرزمین کلاهبرداری بود، هم فروشنده و هم خریدار سر هم کلاه می گذاشتند. دولت، سازمان جنایتکارانی بود که مردم را غارت می کرد و مردم هم فکری نداشتند جز کلاه گذاشتن سر دولت. چنین بود که زندگی بی هیچ کم و کاستی جریان داشت و غنی و فقیری وجود نداشت.
ناگهان ـ کسی نمی داند چگونه ـ در آن سرزمین آدم درستی پیدا شد. شب ها به جای برداشتن کیسه و چراغ دستی و بیرون زدن از خانه، در خانه می ماند تا سیگار بکشد و رمان بخواند.

دزد ها می آمدند و می دیدند چراغ روشن است و راهشان را می گرفتند و می رفتند.
زمانی گذشت.
باید برای او روشن می شد که مختار است زندگی اش را بکند و چیزی ندزدد، اما این دلیل نمی شود چوب لای چرخ دیگران بگذارد. به ازای هر شبی که او در خانه می ماند، خانواده ای در صبح فردا نانی بر سفره نداشت.
مرد خوب در برابر این دلیل، پاسخی نداشت. شب ها از خانه بیرون می زد و سحر به خانه بر می گشت، اما به دزدی نمی رفت. آدم درستی بود و کاریش نمی شد کرد. می رفت و روی پُل می ایستاد و بر گذر آب در زیر آن می نگریست. باز می گشت و می دید که خانه اش غارت شده است.


http://cache2.allpostersimages.com/p/LRG/29/2901/AKWPD00Z/posters/greenberg-jeff-silhouette-of-man-on-pier-fl.jpg


یک هفته نگذشت که مرد خوب در خانه ی خالی اش نشسته بود، بی غذا و پشیزی پول. اما این را بگوئیم که گناه از خودش بود. رفتار او قواعد جامعه را به هم ریخته بود. می گذاشت که از او بدزدند و خود چیزی نمی دزدید. در این صورت همیشه کسی بود که سپیده ی سحر به خانه می آمد و خانه اش را دست نخورده می یافت.
خانه ای که مرد خوب باید غارتش می کرد. چنین شد که آنانی که غارت نشده بودند، پس از زمانی ثروت اندوختند و دیگر حال و حوصله ی به دزدی رفتن را نداشتند و از سوی دیگر آنانی که برای دزدی به خانه ی مرد خوب می آمدند، چیزی نمی یافتند و فقیر تر می شدند.

در این زمان ثروتمند ها نیز عادت کردند که شبانه به روی پل بروند و گذر آب را در زیر آن تماشا کنند. و این کار جامعه را بی بند و بست تر کرد، زیرا خیلی ها غنی و خیلی ها فقیر شدند.
حالا برای غنی ها روشن شده بود که اگر شب ها به روی پل بروند، فقیر خواهند شد.

فکری به سرشان زد: بگذار به فقیر ها پول بدهیم تا برای ما به دزدی بروند. قرار داد ها تنظیم شد، دستمزد و درصد تعیین شد. و البته دزد ـ که همیشه دزد خواهد ماند ـ می کوشد تا کلاهبرداری کند. اما مثل پیش غنی ها غنی تر و فقیر ها فقیر تر شدند.
بعضی از غنی ها آنقدر غنی شدند که دیگر نیاز نداشتند دزدی کنند یا بگذارند کسی برایشان بدزدد تا ثروتمند باقی بمانند. اما همین که دست از دزدی بر می داشتند، فقیر می شدند، زیرا فقیران از آنان می دزدیدند. بعد شروع کردند به پول دادن به فقیر تر ها تا از ثروتشان در برابر فقیر ها نگهبانی کنند. پلیس به وجود آمد و زندان را ساختند.
و چنین بود که چند سالی پس از ظهور مرد خوب، دیگر حرفی از دزدیدن و دزدیده شدن در میان نبود، بلکه تنها از فقیر و غنی سخن گفته می شد. در حالیکه همه شان هنوز دزد بودند.
مرد خوب، نمونه ی منحصر به فرد بود و خیلی زود از گرسنگی در گذشت.


نویسنده: ایتالو کالوینو , برگردان به فارسی: حجت خسروی





طبقه بندی: داستان کوتاه، 
برچسب ها: silhouette، man silhouette، داستان کوتاه، ایتالو کالوینو، حجت خسروی، دزدها، شرافت،


نگارش در تاریخ پنجشنبه 12 خرداد 1390 توسط فرشته

معمولاً وقتی برای رفتن به شهرهای مختلف سوار هواپیما می‌شوم، کسی که بغل دستم می‌نشیند کارم را سوال می‌کند. وقتی می‌گویم که مدیریت برنامه‌های تقویت زندگی ‌زناشویی در دینامیک خانواده را بر عهده دارم، معمولاً سوالاتی درمورد ازدواج از من می‌پرسند.

در آخر این مکالمه به نقش گفتگو در ازدواح ختم می‌شود. در این مواقع معمولاً سوال می‌کنند که به نظرم جنبه‌های حیاتی یک گفتگوی خوب چیست و درواقع ارتباط و گفتگوی بد چه گفتگویی است.

من هم 5 جزء اصلی یک رابطه و گفتگوی خوب را اینطور توصیف می‌کنم:

http://www.up.vatandownload.com/images/s3ojklzwtqpmzebtn0u.jpg

ادامه ی مطلب ->


ادامه مطلب

طبقه بندی: ازدواج، 

 
 
 
( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   ...