تبلیغات
وبلاگicon
شعــرهایمــ برایــــ تــــــو - مطالب دی 1389
اگر لرزید دلت روزی جایی با نگاهی با صدایی ..بیا و در بزمم بشین

نگارش در تاریخ شنبه 25 دی 1389 توسط فرشته

تقدیم به همه زنان و مردان  ، چه روشن ضمیر و آگاه

چه دربند و اسیر افکار سیاه ....


تقدیم به همه ...

چه آنهائی که می دانند  ، چه آنهائی که نمی دانند ...

 

آنهائی که اقرار می کنند و آنانی که انکار .... سین . جیم


بقیه متن را در ادامه مطلب دنبال کنید


http://photo-skin.ir/gallery/albums/userpics/10001/normal_Photo-Skin_ir-Girl9.jpg




ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر معاصر-شعرای ایرانی، 


نگارش در تاریخ چهارشنبه 22 دی 1389 توسط فرشته

این 15 نکته که برای من شدیدا جدید و جالب بود.پس شما هم از دستش ندید.


www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌


ادامه مطلب

طبقه بندی: سلامتی، 


نگارش در تاریخ چهارشنبه 22 دی 1389 توسط فرشته

گروهی از دانشمندان آمریکایی با حفاری قطب جنوب به عمق 5/2 کیلومتر عمیقترین رصدخانه دنیا را در میان یخهای با قدمت 100 هزار سال راه اندازی کردند.

به گزارش خبرگزاری مهر، در یکی از گرمترین روزهای زمستان که دما به 23 درجه سانتیگراد زیر صفر می رسید، آخرین چشم پروژه "آیس کیوب" (IceCube) تا عمق 5/2 کیلومتری در یخهای قطب جنوب فرو رفت. به این ترتیب فیزیکدانان تمام دنیا موفق شدند تکمیل عمیق ترین رصدخانه دنیا را جشن بگیرند.

"آیس کیوب" در حقیقت شبکه ای از ردیابها و آشکارسازهای ذرات است که در عمق قطب جنوب عمل می کند. در این عمق، یخهای بسیار خالص با قدمت حداقل 100 هزار سال و بدون رادیواکتیو وجود دارند که می توانند به "آیس کیوب" در تلاش برای شکار ذرات نوترونیو بسیار کمک کنند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: از دنیای IT چه خبر؟،  متفرقه، 


نگارش در تاریخ یکشنبه 19 دی 1389 توسط فرشته

تنها گناه تو این بود


 
که معنی سکوت مردانه ام را نمیدانستی
در واژه سرایت
سکوت مرد یعنی خیانت
یعنی نامردی
یعنی پای دختی دیگر در میان بودن!
در لغت نامه مردانه من اما

 

سکوت مرد یعنی بغض
یعنی خشم
یعنی غیرت !
یعنی شاید روزی برای خرید بسته ای سیگار رفتن 
و هرگز برنگشتن !
نخواستی معنای سکوتم را درک کنی
شاید آسان تر بود قهوه ات را سر میکشیدی
و تنها فکر میکردی
که بحثی شده است
همکلاسی یا دوست
و همه چیز با بوسه ای
با خوبی و خوشی تمام میشود
تنها اگر ذره ای از سکوتم را میشنیدی
سکوتی از جنس تاریکی
از جنس غول های های دوران کودکی
به همان سیاهی
به همان ترسناکی
آن وقت شاید میفهمیدی
که چرا مدت هاست برای خریدی بسته ای سیگار رفته 
و برنگشته ام!
شاید آن موقع میفهمیدی
که همه راه ها
به اتاق خواب ختم نمیشود...


http://photo-skin.ir/gallery/albums/userpics/10001/Photo-skin_ir-Light220.jpg




طبقه بندی: شعر معاصر-شعرای ایرانی،  عاشقانه ها، 


نگارش در تاریخ شنبه 18 دی 1389 توسط فرشته

http://photo-skin.ir/gallery/albums/userpics/10001/normal_Photo-Skin_ir-Girl18.jpg


زن را نمی شود درک کرد

زن را نمی شود فهمید

زن را نمی توان شناخت

زن را نمی توان عوض کرد

زن را حتی نمی شود فراموش کرد

زن را فقط می توان عمیق دوست داشت.

 





طبقه بندی: شعر کوتاه-شعرای غیر ایرانی،  عاشقانه ها، 


نگارش در تاریخ جمعه 17 دی 1389 توسط فرشته

حتما جایی از جهان به هم می رسیم -

اگر زمین همینطور بچرخد

و من همینطور بایستم در ایستگاهی که مانده ام

و تو همینطور شتابان بروی و بروی.......................



http://www.gallery.minafam.com/wp-content/plugins/simple-post-thumbnails/timthumb.php?src=/wp-content/thumbnails/126.jpg&w=1152&h=864&zc=1&ft=jpg


پ.ن: یه چیزایی رو اتفاقی یه جا می خونی و بدجور به دلت می شینن...اینم از اون جور چیزاست !!

پ.ن:تصویرشم دل نشینه..هوم؟ نظر شما چیه؟ مخصوصاً اگه با سایز اصلی ببینید !راست کلیک و view image




طبقه بندی: عاشقانه ها، 


نگارش در تاریخ پنجشنبه 16 دی 1389 توسط فرشته

بسیار خوشوقتم که معاصر چشمهای توام .

عصر جاده های هلالی

تاق هایی که دو آهوی رمیده را جا میدهند .




پ.ن: گفتیم یکم از خودمون تعریف کنیم.

پ.ن: از آقای مصطفی فخرایی بود.




طبقه بندی: شعر معاصر-شعرای ایرانی، 


نگارش در تاریخ سه شنبه 14 دی 1389 توسط فرشته

هنگامی که خدا زن را آفرید به مرد گفت:

"این زن است. وقتی با او روبرو شدی، مراقب باش که ..."

 

اما هنوز خدا جمله اش را تمام نکرده بود که زاهد مکار سخن او را قطع کرد و چنین گفت:

"بله وقتی با زن روبرو شدی مراقب باش که به او نگاه نکنی.

سرت را به زیر افکن تا افسون افسانه گیسوانش نگردی

و مفتون فتنۀ چشمانش نشوی که از آنها شیاطین میبارند.

گوشهایت را ببند تا طنین صدای سحر انگیزش را نشنوی که مسحور شیطان

میشوی.

از او حذر کن که یار و همدم ابلیس است.

مبادا فریب او را بخوری که خدا در آتش قهرت میسوزاند و به چاه ویل سرنگونت میکند....

مراقب باش...."


http://photo-skin.ir/gallery/albums/userpics/10001/Photo-Skin_ir-Girl64.jpg

ادامه ی مطلب را مشاهده كنید



ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر معاصر-شعرای ایرانی،  عاشقانه ها،  متفرقه، 


نگارش در تاریخ سه شنبه 14 دی 1389 توسط فرشته

او معتقد بود هوای خشك می تواند باعث ایجاد مومیایی طبیعی در انسانپ ها و البته زندگی دائمی آنها شود. به همین علت جنازه ها را از دیوار آویزان می كرد تا مایعات درون بدن آنها بتدریج خارج شود و سال ها بعد...

وقتی برای اولین بار وارد این مکان می شویم شاید همان احساسی بهمان دست دهد که زمان تماشای فیلم « یک شب با مردگان زنده » یا تریلر مایکل جکسون حس کردیم. هیچ فیلم ترسناک یا حتی خانه جن زده ای نمی تواند با چنین مکانی رقابت کند؛ دراینجا مرده ها با لباس های معمولی خود و با میخ طویله به دیوار آویزان شده اند. مرده ها که بدن هایشان در حال فساد و تباهی است از بالا شما را می نگرند، گویی که قصد ربودنتان را دارند و می خواهند که شما هم به آنها بپیوندید.




برای مشاهده ادامه ی مطالب و تصاویر روی ادامه ی مطلب كلیك كنید.


ادامه مطلب

طبقه بندی: متفرقه،  تصاویر، 


نگارش در تاریخ جمعه 10 دی 1389 توسط فرشته

قسم به خدایی که توبه‏پذیر و مهربان است.

برو، نیا.

من توبه نمی‏پذیرم.



http://nightskin.ir/net/pic/pic-01/033.jpg




طبقه بندی: عاشقانه ها، 


نگارش در تاریخ پنجشنبه 9 دی 1389 توسط فرشته

ســرد بـــود ... خیلــی ســرد ...

کاپشنت همیشه روی دوش ِ مــن بـــود ،

و تــویی که انگشتای قرمزم را با هرم ِ داغ نفســات گرم میکـــردی  ...

و چه ســـاده مـــن عاشق تـــر میشـــدم  !!!




طبقه بندی: عاشقانه ها، 


نگارش در تاریخ پنجشنبه 9 دی 1389 توسط فرشته

فردا تولدته......چطور می تونم بهت تبریك بگم آخه؟!

قرار بود 2 روز جلو تر یعنی دیروز مامانت واست جشن بگیره......اما بجاش تو دیروز بخاطر چهلمین روزه پركشیدنش رفتی مزارش.......

تو بگو چطوری بهت تبریك بگم.....

نمی دونم مردم اسم ِ چیو می ذارن درد...اما من كه هیچ كدوم از كمبودها و سختی های زندگی هیچ موقع نتونسته اونقدرها عذابم بده...اسم این چیزا رو می ذارم د رد ....


پ.ن:نمی دونم چرا اینا رو اینجا می نویسم...دلم نمی خواد كسی بخونشون...واسه دله خودمه

پ.ن:چهل روز گذشت اما اون اتفاق یك روزم از ذهنم بیرون نرفت،نمی دونم چرا نمی تونم مثه بقیه باشم..چرا نمی تونم باهاش كنار بیام...یعنی بقول بعضیا ایمانم ضعیف شده........؟!




طبقه بندی: متفرقه، 


نگارش در تاریخ دوشنبه 6 دی 1389 توسط فرشته

در لحظه‏ های شادی‏ چه اهمیتی دارد بودن،

 مهم این است که در لحظه ‏های تنهایی و غم فقط تو در کنارش ماندی...




طبقه بندی: عاشقانه ها، 


نگارش در تاریخ دوشنبه 6 دی 1389 توسط فرشته

زمانی که من بچه بودم، مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای ساده صبحانه را برای شب هم آماده کند. یک شب را خوب یادم مانده که مادرم پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، شام ساده ای مانند صبحانه تهیه کرده بود. آن شب پس از زمان زیادی، مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بسیار سوخته، جلوی پدرم گذاشت.

برای دیدن ادامه ی داستان به ادامه مطلب مراجعه كنید


http://store.honeyvillegrain.com/ProductImages/bakerymix/Biscuit1.jpg


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان کوتاه، 


نگارش در تاریخ شنبه 4 دی 1389 توسط فرشته

http://artpic.ir/albums/artpic-ir-0837.jpg


حیف لحظه های خوبی که برای تو گذاشتم

حیف غصه ای که خوردم چون ازت خبر نداشتم

حیف اون روزها که کلی ناز چشماتو کشیدم

حیف شوقی که تو گفتی داری، اما من ندیدم

حیف حرفای قشنگی که برای تو نوشتم

حیف رؤیام که واسه تو از قشنگیاش گذشتم

حیف شبها که نشستم با خیالت زیر مهتاب

حیف وقتی که تلف شد واسه دیدن تو، توی خواب

حیف باوفایی من، حیف عشق و اعتمادم

حیف اون دسته گلی که توی پاییز به تو دادم

حیف فرصتهای نقرم، حیف عمرم و دقیقم

حیف هرچی به تو گفتم ، راس راسی حیف سلیقه ام


http://artpic.ir/albums/artpic-ir-0003.jpg


حیف اشکایی که ریختم واسه تو دم سپیده

حیف احساس طلائیم، حیف این عشق و عقیده

حیف شادیم توی روزی که میگن تولدت بود

حیف عاشقیم که گفتی اولش کار خودت بود

حیف قلبم که یه روزی دادمش دستت امانت

حیف اعتماد اون روز . حیف واژه خیانت

حیف اون همه دعاهام واسه تو، توی شب یلدا

حیف اون چیزی که گم شد دیگه هم نمیشه پیدا

حیف هرچی که سپردم حیف هرچی که نبودی




طبقه بندی: عاشقانه ها، 

 
 
 
( کل صفحات : 3 )    1   2   3