تبلیغات
وبلاگicon
شعــرهایمــ برایــــ تــــــو - بگوییم تنها نیستیم
اگر لرزید دلت روزی جایی با نگاهی با صدایی ..بیا و در بزمم بشین

نگارش در تاریخ پنجشنبه 9 تیر 1390 توسط فرشته

آدم‌هایی که با هم سوار تاکسی می‌شوند، زن و شوهرها، عاشق‌ها، مادر و فرزندها، باید با هم حرف بزنند.
باید یک چیزی به هم بگویند یواشکی و ریز بخندند، باید گاهی دست هم را بگیرند، باید یکی‌شان بی‌هوا دست ببرد به روسری آن‌یکی، چینش را صاف کند، باید آن‌قدر تنگ هم بنشینند که برای تو که تنها نشسته‌ای یک‌عالم جا باز باشد.
نباید هر کدام‌شان خیره شوند به بیرونِ یک ور، نباید راننده وقت پیاده شدن ازشان بپرسد یه نفر؟
باید حواس‌شان به فضولکی که کنارشان نشسته٬ باشد٬
او که دنبال "زندگی" می‌گردد و هرجا که پیدایش می‌کند، لبخند گل و گشادِ سخاوت‌مند می‌زند

... تا به من و تو به زبان بی زبانی بگویند "تنهایی" فقط به خدا می آید




طبقه بندی: داستان کوتاه، 

 
 
 

 
.: Professional Themes in SWEET KISS :.