تبلیغات
وبلاگicon
شعــرهایمــ برایــــ تــــــو - افسانه خارپشتها
اگر لرزید دلت روزی جایی با نگاهی با صدایی ..بیا و در بزمم بشین

نگارش در تاریخ چهارشنبه 25 خرداد 1390 توسط فرشته

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند

خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند

و بدین ترتیب همدیگر  را حفظ کنند.ولی خارهایشان یکدیگررادر کنار هم زخمی میکرد. مخصوصا که

وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند.بخاطر هیمن مطلب تصمیم گرفتند ازکنارهم دور شوند.و بهمین

دلیل از سرما یخ زده میمردند ازاینرو مجبور بودند برگزینند.یاخارهای دوستان را تحمل کنند و

یانسلشان از روی زمین  بر کنده شود. دریافتند که باز گردند و گردهم آیند.

 آموختند که با زخم های کوچکی که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی کنند چون گرمای وجود دیگری مهمتراست و این چنین توانستند زنده بمانند


http://www.irandeserts.com/pics-5/animal-1big.jpg




طبقه بندی: داستان کوتاه، 

 
 
 

 
.: Professional Themes in SWEET KISS :.